معنی تمن
7 بازدید
[ تَ مَ ] (اِ) میغ را گویند و آن بخاری باشد تاریک ملاصق بر روی زمین و به عربی ضباب خوانند. (برهان) (از آنندراج). میغ و ضباب. (ناظم الاطباء).[ تُ مَ ] (ترکی -مغولی، اِ) ده هزار... (غیاث اللغات). مأخوذ از ترکی ده هزار و مبلغ ده قران. (ناظم الاطباء). رجوع به تومان شود.
کلمات همقافیه با «تمن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «من» برای سرودن شعر