معنی تمغر
6 بازدید
[ تَ مَ غْ غُ ] (ع مص) بخون سرخ گردیدن و در حدیث یأجوج و مأجوج: فرموا بنبالهم فخرت علیهم متمغرة دماً؛ ای محمرة بالدم. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تمغر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غر» برای سرودن شعر