معنی تمغاچی
6 بازدید
[ تَ ] (مغولی -ترکی، ص مرکب) آنکه محصول راهداری ستاند. (آنندراج). کسی که از اجناس باج گرفته و بر آنها مهر زند. محصل باج و خراج. باج گیر. (ناظم الاطباء). کسی که از جانب کوتوال براجناس مهر کرده محصول و باج آن گیرد.(غیاث اللغات): روزی عجوزی، درمی چند از خانهٔ تمغاچی آورد که معاملت حضرت خواجه است. (انیس الطالبین بخاری). ز تمغاچی پسر داغ غلامی برجبین دارم تلف شد نقد جان و حاصل و باقی همین دارم. سیفی (از آنندراج). رجوع به تمغا و دیگر ترکیبهای این کلمه شود.
کلمات همقافیه با «تمغاچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر