معنی تمعج
5 بازدید
[ تَ مَ عْ عُ ] (ع مص) پیچیدن و دوتاه شدن و شتاب رفتن، یقال: تمعج السیل اذا سرع فی جریه. و تمعجت الحیة اذا تقلب فی سیرها. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). پیچیدن و دو تاه شدن سیل و مار در رفتن و گفته اند که این مقلوب تعمج است. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تمعج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عج» برای سرودن شعر