معنی تمصیر
7 بازدید
[ تَ ] (ع مص) کم کردن و کم دادن دهش را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). کم کردن چیزی و بتدریج کاستن دهش را یا عطا کردن اندک اندک. یقال: مصر علیه العطاء اذا قللهُ. (از اقرب الموارد). || شهر ساختن جای و فراهم آوردن اهل آن را در وی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). شهر قرار دادن جای را. یقال: مصر الامصار کما یقال مدن المدائن. (از اقرب الموارد). || اندک شیر گردیدن ماده بز. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). کند شیرده شدن میش. (از اقرب الموارد). || به گل سرخ رنگ کردن جامه را. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تمصیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر