معنی تمشیق
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) رنگ کردن به گل سرخ. (تاج المصادر بیهقی). به گل سرخ رنگ کردن. (زوزنی). با گل سرخ رنگ کردن. (ناظم الاطباء): الممشق، المصبوغ بالمشق؛ ای المغرة. (اقرب الموارد). جامه رنگ کرده به گل سرخ. (منتهی الارب). رجوع به تمشیغ شود. || علف تر چرانیدن شتر را. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تمشیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر