معنی تمسی
7 بازدید
[ تَ مَ سْ سی ] (ع مص) پاره پاره کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ ] (اِخ) تیره ای از طایفهٔ کیومرسی ایل چهارلنگ بختیاری. (از جغرافیایی سیاسی کیهان ص ۷۶).
کلمات همقافیه با «تمسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر