معنی تمریط
7 بازدید
[ تَ ] (ع مص) کوتاه ساختن آستین جامه را چندانکه همچو چادر گردد. || موی برکندن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ تَ ] (اِخ) شهر کوره ای و شقه ای به اسپانیا. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به الحلل السندسیة ج ۱ ص ۲۰۷ و ج ۲ ص ۱۸۳و ۱۹۶ و ۲۶۱ شود.
کلمات همقافیه با «تمریط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یط» برای سرودن شعر