معنی تمرخ
6 بازدید
[ تَ مَ رْ رُ ] (ع مص) خویشتن را چرب کردن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). روغن مالیدن چیزی را. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تمرخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رخ» برای سرودن شعر