معنی تمدید کردن
5 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) در تداول امروزی مهلت بیشتری تعیین کردن. فاصلهٔ زمانی اجرای امری را افزودن. انجام دادن تعهدی را به تأخیر انداختن. و بیشتر در مورد افزودن مدت پرداخت دین بکار رود: سفتهٔ فلان کس تمدید شد.
کلمات همقافیه با «تمدید کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر