معنی تمتم
6 بازدید
[ تُ تُ ] (اِ) قطاس باشد و آن دم گاو کوهی است که سپاهیان آن را از نیزه و علم آویزند و بر گردن اسب بندند. (برهان) (ناظم الاطباء). غژغاو را گویند که به ترکی قطاس خوانند و آن دم گاو کوهی است که در ختا و ترکستان پیدا شود و سپاهیان آن را از نیزه و علم و طوق آویزند و به جهت زینت در گردن اسب بندند. (انجمن آرا) (آنندراج) (از فرهنگ جهانگیری) (از فرهنگ رشیدی). به یونانی، که ته . لاتینی، سه ته. فرانسه، سه تاسه . (حاشیهٔ برهان چ معین). گژگاو. (فرهنگ رشیدی) (فرهنگ جهانگیری). گژغاو. (فرهنگ جهانگیری). رجوع به پرچم شود.[ تُ تُ ] (ع اِ) سماق که به فارسی تتم گویند. (منتهی الارب). سماق. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). و به کسر هر دوی فوقانی [ تِ تِ ] به عربی سماق را گویند که در آش و طعام کنند. (برهان). رجوع به سماق و تحفهٔ حکیم مؤمن و گیاه شناسی ثابتی ص ۱۷۳ شود.[ تَ تَ ] (اِخ) دهی از بخش روانسر است که در شهرستان سنندج واقع است و ۳۱۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «تمتم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تم» برای سرودن شعر