معنی تمتام
5 بازدید
[ تَ ] (ع ص) سخن تاناک و یا میم ناک گوینده و کسی که سخن او به حنک درخورد یا گنگلاج که سخن وی به فهم ناید. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). آنکه زبانش با تاء گردد. (مهذب الاسماء). کسی که در کلام تای فوقانی بسیار تلفظ کند به هندی توتلا گویند. (غیاث اللغات) (آنندراج): بر شخص ظفر جوی فتد لرزهٔ مفلوج بر لفظ سخنگوی زند لکنت تمتام. مسعودسعد. تا وصف او تمیمهٔ من شد به جنب من تمتام ناتمام سخن بود بوتمام.خاقانی.
کلمات همقافیه با «تمتام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر