معنی تماهة
7 بازدید
[ تَ هَ ] (ع مص) بگردیدن خوردنی. (تاج المصادر بیهقی). بدبوی و بدمزه گردیدن طعام. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تغییر طعم و بوی یافتن طعام. (از اقرب الموارد). || فاسد و تباه گردیدن گوشت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تماهة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هة» برای سرودن شعر