معنی تماشارو
5 بازدید
[ تَ رَ / رُو ] (نف مرکب) که بتماشا رود. تماشارونده. تفرج کننده. ج، تماشاروان : تماشاروان باغ بگذاشته مغان از چمن رخت برداشته.نظامی. رجوع به تماشا و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تماشارو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر