معنی تماس
10 بازدید
[ تَ س س ] (ع مص) یکدیگر را بسودن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی) (از اقرب الموارد). || جماع کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). قول تعالی : من قبل ان یتماسا. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تماس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر