معنی تلید
7 بازدید
[ تَ ] (ع ص، اِ) بمعنی تالد است. (منتهی الارب). مال کهنه و قدیمی موروثی. (ناظم الاطباء). مال قدیمی از حیوان و جز آن که از پدران به ارث رسیده باشد. (از ذیل اقرب الموارد). خلاف طارف و طریف. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مال کهنه و قدیمی موروثی... طریف مال نو که مقابل تلید است : از سر و روی وی اندرفکن آن تاج تلید تا ازو پیدا آید مه و خورشید پدید. منوچهری. عاشق شکر او تلید و طریف زائر جود او بلید و ظریف. سنائی (از آنندراج). || ستوری که نزد صاحبش زاده یا نتاج داده. (ناظم الاطباء). تالد. (منتهی الارب). || آنکه در عجم زاده و در عرب پرورش یافته باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). منه حدیث شریح: ان رجلاً اشتری جاریة و شرط انها مولدة فوجدها تلیدة فردها و المولّدة، التی ولدت ببلاد الاسلام. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «تلید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر