معنی تلویث
10 بازدید
[ تَ لْ ] (ع مص) بند کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || آلوده کردن. (زوزنی). آلودن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || تیره کردن. (زوزنی). تیره کردن آب را. || برنهادن خرما و جز آن. || انگشت خویش خائیدن کودک. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || آمیختن کاه را با قت. || تلبیس کاری. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تلویث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یث» برای سرودن شعر