معنی تلوة
6 بازدید
[ تِ لْ وَ ] (ع اِ) مؤنث تلو. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). مؤنث تلو یعنی بچهٔ مادهٔ خر و استر. (ناظم الاطباء). رجوع به تلو شود.[ تِ لْ وَ ] (ع اِ) بزغاله ای زاید از چهار ماه. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). || گوسپندی که قبل از صفریه زاید. و الصفریة نتاج الغنم مع طلوع السهیل. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تلوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر