معنی تلهکشی
5 بازدید
[ تِ لْ لَ / لِ کَ / کِ ] (حامص مرکب) تعب بری برای کسی بی مزدی یا با مزدی سخت کم. بیگاری گونه ای. بیگاری: تا جوان بودم و می توانستم تله کشی شان را بکنم خوب بودم، حالا دیگر بد شدم. و با کردن صرف می شود. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «تلهکشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر