معنی تلهف
5 بازدید
[ تَ لَ هْ هُ ] (ع مص) آرمان خوردن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار). اندوه بردن. (زوزنی). دریغ خوردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد): و از سر تأسف و تلهف می گفت. (سندبادنامه ص ۱۰۰).
کلمات همقافیه با «تلهف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هف» برای سرودن شعر