معنی تلهجم
9 بازدید
[ تَ لَ جُ ] (ع مص) روشن شدن راه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || داغ داغ کردن رونده راه را. (منتهی الارب) (آنندراج). اثر پا گذاشتن قافله در راه. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || شیفتگی کردن به چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تلهجم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جم» برای سرودن شعر