معنی تلمسان
6 بازدید
[ تِ لِ ] (اِخ) قاعدهٔ مملکتی به غرب. (از قاموس). تختگاهی است به مغرب اشجار و انهار و حصون و فرضها بسیار دارد. (منتهی الارب). یکی از شهرهای کشور الجزایر... (ناظم الاطباء). مرکز ولایتی است در الجزایر و در شمال کوههایی بهمین نام و ۷۳۴۰۰ تن سکنه دارد و کالج عرب و فرانسه در آنجا واقع است و این ولایت جمعاً دارای ۳۷۸۷۰۰ تن سکنه است. (از لاروس). بعضی تنمسان گویندش. دو شهر است به مغرب و مجاور یکدیگر دارای باره ای که یک سنگ انداز از یکدیگر فاصله دارند. یکی قدیمی و دیگری جدید است. پادشاهان مغرب که آنان را ملثمون نامند آن را بنا کردند قدیمی را اقادیر گویند و جایگاه و مسکن رعایاست و در جدیدی که تافرزت نامیده اند قشون و اصحاب پادشاه ساکن بودند مانند فسطاط و قاهره به مصر. (از معجم البلدان). رجوع به حبیب السیر ج ۲ و شدالازار ص ۱۲۷ و قاموس الاعلام ترکی و الحلل السندسیة ج ۱ ص ۶۹ و ج ۲ ص ۱۴۹، ۲۵۴، ۲۶۱، ۳۲۷، ۳۳۹ و عیون الانباء ج ۲ ص ۸۰ و ۸۱ شود.
کلمات همقافیه با «تلمسان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر