معنی تلفنچی
5 بازدید
[ تِ لِ فُ ] (ص مرکب، اِ مرکب) متصدی تلفن. کسی که در پشت دستگاه مرکزی تلفن نشیند و تلفنهای تقاضاکنندگان را به نقاط مختلف وصل کند. کسی که روابط تلفنی را در نقاط مختلف میان اشخاص برقرار کند. رجوع به تلفن شود.
کلمات همقافیه با «تلفنچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر