معنی تلغم
5 بازدید
[ تَ لَ غْ غُ ] (ع مص) خوشبوی آلودن در ملاغم دهن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || ملاغم جنبانیدن وقت سخن گفتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و مَلاغِم گرداگرد درون دهان. (آنندراج). قال ابن اعرابی قلت لاعرابی متی المسیر فقال تلغموا بیوم السبت؛ یعنی ذکروه و اشتقاقه من حرکوا ملاغمهم به. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تلغم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غم» برای سرودن شعر