معنی تلع

معنی تلع

6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) برآمدن روز. (از اقرب الموارد). || گسترده شدن چاشتگاه. (از اقرب الموارد). || بیرون آوردن مرد سر را از آنچه در آن فروبرده است. (از اقرب الموارد). || برون آوردن آهو سرش را از کنام. (از اقرب الموارد).
[ تَ لَ ] (ع مص) درازگردن شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || پر شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). پرشدن ظرف. (از اقرب الموارد). || دراز شدن قد مرد. (ناظم الاطباء). || (ع اِ) درازی گردن با سختی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). درازی گردن. (از اقرب الموارد).
[ تَ لِ ] (ع ص) اناء تلع؛ آوند پر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ظرفی که پر باشد. (آنندراج) (از اقرب الموارد). || رجل تلع؛ مرد بسیار نگرندهٔ چپ و راست. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). آنکه بر گرداگرد خود بسیار نگرد. (آنندراج) (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «تلع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید