معنی واژه تلد
7 بازدید
[ تُ ] صلی الله علیه و آله و سلم هر چیز آماسیده. (ناظم الاطباء).[ تَ / تُ / تَ لَ ] (ع اِ) مال قدیمی موروثی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || بهره، ثروت: لا لهُ ولد و لا تلد؛ او را نه فرزندی است و نه مالی. (از دزی ج ۱ ص ۱۵۰). همهٔ مال قدیم، مانند تالد و خلاف آن طارف و طریف است و تا در این باب مبدل واو است. (از اقرب الموارد). || ستوری که پیش صاحبش زاده یا نتاج داده باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ تُ ] (ع اِ) چوزهٔ عقاب. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ تَ لَ ] (ع ص، اِ) آنکه در عجم زاده و به عرب پرورش یافته باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ تَ لَ ] (ع مص) تلد فی بنی فلان تلداً (از باب سمع و نصر). اقامت کردن در بنی فلان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).