معنی تلخی

معنی واژه تلخی

4 بازدید
[ تَ ] (حامص) مرارت چون تلخی بادام و تلخی گلاب و در تلخی می و صهبا کنایه از تندی می و تلخی دریا کنایه از شوری آب. (آنندراج). مرارت و مزهٔ تلخ. (ناظم الاطباء). مقابل شیرینی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): جهان ما به مثل می شده ست و ما میخوار خوشیش بسته به تلخی و خرمی به خمار. قمری (از ترجمان البلاغهٔ رادویانی). ای تازه گل که چون ملی از تلخی و خوشی چند از درون بخصمی و بیرون بدوستی. خاقانی. زخم بلا مرهم خودبینی است تلخی می مایهٔ شیرینی است.نظامی. چارهٔ سودای ما پند نصیحت گر نکرد تلخی دریا علاج خامهٔ عنبر نکرد. صائب (از آنندراج). از تلخی می شکوهٔ مخمور محال است صائب گله از تلخی دشنام ندارد.(ایضاً). نبرد تلخی بادام را آب نشد کم زهر چشمش از شکرخواب.(ایضاً). || سرزنش و سختی. (ناظم الاطباء). تلخی مرگ و تلخی جان کندن کنایه از، سختی مرگ و نزع. (آنندراج). مقابل خوشی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): از آن جمله تلخی که بر من گذشت دهانم جز امروز شیرین نگشت. سعدی (بوستان). که مپسند چندین که با این پسر به تلخی رود روزگارم بسر. سعدی (بوستان). نبیند تلخی جان کندن آنکس که لعل جانفزایت را گزیده ست. کمال خجندی (ایضاً). از جهان تلخی بسیار کشیدم صائب که ز شیرین سخنان شد سخنم شیرین تر. صائب (از آنندراج). تلخی مرگ شود شهد بکامش صائب هرکه زین عالم پرشور به تلخی گذرد. (ایضاً). وقت مردن بزبان نام لبت آوردم لذتش تلخی جان کندنم از کامم برد. باقر کاشی (ایضاً). || کاسنی. (ناظم الاطباء). رجوع به تلخ و ترکیبهای آن شود.
[ تَ ] (اِخ) دهی از دهستان زاوه است که در بخش حومهٔ شهرستان تربت حیدریه واقع است و ۱۵۰تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید