معنی واژه تلخگویی
4 بازدید
[ تَ ] (حامص مرکب) بدگویی و بدسخنی. تلخ گفتاری. عمل تلخ گو: چون بحر کنم گناه شویی امانه ز روی تلخ گویی. نظامی (لیلی و مجنون ص ۴۲). رجوع به تلخ گو و تلخ گفتاری و ذیل تلخ رویی شود.