معنی واژه تلخجوان
6 بازدید
[ تَ جَ ] (اِ مرکب) زهر و سم و مرگ. (ناظم الاطباء). و در بیت زیر از نظامی مقصود، زَهرِه کیسهٔ صفراست : تلخ جوانی یزکی در شکار زیرتر از وی سیهی دُردخوار.نظامی. رجوع به تلخ خوان و رجوع به مخزن الاسرار نظامی چ وحید ص ۵۱ شود.