معنی واژه تلحیص
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) به پایان رسانیدن خبر را و اندک اندک آشکار نمودن آن را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). استقصاء خبر و تبیین آن اندک اندک. (از اقرب الموارد). || تنگ کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): کان من مضی لایفتشون عن هذا ولا یلحصون؛ ای لایشددون و لایستقصون. (اقرب الموارد). || تنگ گرفتن کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || بازداشتن کسی را از چیزی. (از اقرب الموارد). || سختی کردن در کاری. || قوت دادن در امور. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || استوار و محکم کردن نامه را. (از اقرب الموارد) (از لسان العرب).