معنی واژه تلبیة
6 بازدید
[ تَ یَ ] (ع مص) لبی بالحج تلبیة؛ لبیک گفتن در حج. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). لبیک گفتن حاجیان. (آنندراج). گفتن لبیک اللهم لبیک. و بعضی تلبئة گویند. (از اقرب الموارد). رجوع به تلبئة شود: شها منم که ز شوق طواف مرقد تو بجای تلبیه بر لب درود نامحصور. خالص استرآبادی (از آنندراج). || لبیک گفتن در جواب. (آنندراج). کسی را لبیک گفتن. (از اقرب الموارد). و یقال: دعانی فلبیتهُ و سعدیتهُ؛ ای قلت لهُ لبیک و سعدیک. (اقرب الموارد).