معنی تلام
7 بازدید
[ تَ ] (ع اِ) تلامی و تلامیذ و تلامذه. جِ تلمیذ. (منتهی الارب). شاگردان و آن در اصل تلامیذ بود است که یا و ذال را به جهت خفت حذف کرده اند. (آنندراج). تلام و تلامی مخفف تلامیذ است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). اعجمی معرب است و زرگران و شاگردان زرگر و شاگردان معنی کرده اند. قال الطرماح یصف بقرة: تتقی الشمس بمدریة کالحمالیج بایدی التلام. و حمالیج دمهای دراز زرگری و واحد آن حملوج است که به شاخ گاو وحشی شبیه است. (از المعرب جوالیقی صص ۹۱-۹۲). رجوع به تلامیذ و تلمیذ و تلامی شود.[ تِ ] (ع اِ) جِ تِلم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (آنندراج). رجوع به تلم شود.
کلمات همقافیه با «تلام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر