معنی تلال
5 بازدید
[ تِ ] (ع اِ) جِ تل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). تودهٔ خاک و تودهٔ ریگ و پشته. (آنندراج): در فصل ربیع کلالهٔ لاله از قلال جبال و یفاع تلال او چون قندیل عقیقین از صوامع رهابین تابان. (سندبادنامه ص ۱۲۰).[ تِ ] (ع اِ) جِ تل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). تودهٔ خاک و تودهٔ ریگ و پشته. (آنندراج): در فصل ربیع کلالهٔ لاله از قلال جبال و یفاع تلال او چون قندیل عقیقین از صوامع رهابین تابان. (سندبادنامه ص ۱۲۰).
کلمات همقافیه با «تلال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر