معنی تلاقی افتادن
5 بازدید
[ تَ اُ دَ ] (مص مرکب) بهم رسیدن. تلاقی کردن : کج را با راست گر تلاقی افتد چون تیر و کمان زیاده از یکدم نیست. واعظ قزوینی.
کلمات همقافیه با «تلاقی افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر