معنی تلاع
6 بازدید
[ تِ ] (ع اِ) آب راهها از بالا سوی نشیب: و لایکون التلاع فی الصحاری. || جِ تلعة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به تلعة شود.[ تَ لْ لا ] (ع اِ) ابری از غبار. ج، تلالیع. (دزی ج ۱ ص ۱۵۱).
کلمات همقافیه با «تلاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر