معنی تلاحظ
7 بازدید
[ تَ حُ ] (ع مص) در یکدیگر نگریستن. (زوزنی از یادداشت بخط مرحوم دهخدا) (آنندراج). || تشابه اشیاء: احوالهم متشاکلة متلاحظة. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تلاحظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حظ» برای سرودن شعر