معنی تقی کاشی
6 بازدید
[ تَ یِ ] (اِخ) از شعرای کاشان است. وی در موسیقی دست داشت و صدایش خوش بود و به بلبل کاشی هم شهرت دارد. از اوست: اگر پیکان تیر او نبودی در دل چاکم به این بی طاقتی آرام کی میبود در خاکم. (از قاموس الاعلام ترکی).[ تَ یِ ] (اِخ) از شعرا و سادات کاشان است و به مروارید کاشی هم معروف است: خطی خوش داشت و به هندوستان مهاجرت کرد و در همانجا بسال ۹۹۲ هـ . ق. درگذشت. او راست: خلاصة الاشعار و زبدة الافکار در شرح حال شعرا. (از قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «تقی کاشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر