معنی تقیح
5 بازدید
[ تَ قَ یْ یُ ] (ع مص) ریم گرفتن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). ریمناک گردیدن جراحت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). التقیح، در گفتار پزشکان بدو معنی آید یکی آنکه در هر موضع استعمال شود. و آن فراهم آمدن ورم است بخاطر مدت و دیگر آنکه برای بیماریهای ریوی استعمال شود و مقصود پر شدن فضای بین سینه و شش است از قیح یا در هر دو جانب یا در یک جانب. (از قانون ابوعلی سینا، از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «تقیح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یح» برای سرودن شعر