معنی تقیة
10 بازدید
[ تَ قی یَ ] (ع مص) پرهیز کردن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی) (منتهی الارب). || پرهیزکاری. (دهار) (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). پنهان کردن مذهب خویش. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). و رجوع به خاندان نوبختی ص ۵۹ و ۶۶ و ۷۵ شود. آوردن بزبان از روی صلاح وقت چیزی را که در دل غیر آن باشد. (ناظم الاطباء). خودداری از اظهار عقیده و مذهب خویش در مواردی که ضرر مالی یا جانی یا عرضی متوجه شخصی باشد. (فرهنگ فارسی معین). پنهان کردن مذهب خود یا احتیاط در مقابل کسی که مذهب دیگری دارد. (از دزی ج ۱ ص ۱۴۹). || (اصطلاح فقه) تقیة اسم است از اتقی یتقی اتقائاً و تاء آن بدل از واو است چنانکه در تهمه و تخمه. و مراد از آن تحفظ از ضرر غیر است بوسیلهٔ موافقت کردن با او در قول یا فعل مخالف حق.
کلمات همقافیه با «تقیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر