معنی تقوم
6 بازدید
[ تَ قَ وْ وُ ] (ع مص) راست شدن. (آنندراج) (اقرب الموارد). یقال: قومته فتقوم؛ عدلته فتعدل. (اقرب الموارد): زان گشت نصیرالدین لایق لقب تو کز تو علم نصرت دین راست تقوم.سوزنی. رجوع به تقویم شود.
کلمات همقافیه با «تقوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر