معنی تقمیص
7 بازدید
[ تَ ] (ع مص) پیراهن پوشانیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). پیراهن بریدن از ثوب. || حرکت دادن دریا سفینه را. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تقمیص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یص» برای سرودن شعر