معنی تقعف
5 بازدید
[ تَ قَ عْ عُ ] (ع مص) بمعانی انقعاف است. (منتهی الارب). فرو ریخته شدن روی کوه. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || از بن درافتادن دیوار. || از جای رفتن چیزی. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || فروریختن آب کند. (از اقرب الموارد). به همهٔ معانی، رجوع به انقعاف شود.
کلمات همقافیه با «تقعف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عف» برای سرودن شعر