معنی تقطب
5 بازدید
[ تَ قَ طْ طُ ] (ع مص) آژنگ افگندن میان ابروها و ترشروی شدن. (ناظم الاطباء). رجوع به تقطیب شود.
کلمات همقافیه با «تقطب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طب» برای سرودن شعر