معنی تقریس
4 بازدید
[ تَ ] (ع مص) خنک ساختن و آب فسرانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): قرسه البرد و اقرسه؛ اشتد علیه حتی لایستطیع ان یعمل بیده شیئاً من شدته... (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تقریس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر