معنی تقریر افتادن
4 بازدید
[ تَ اُ دَ ] (مص مرکب) گفتن. بیان کردن : اینقدر از فضایل این پادشاه تقریر افتاد. (کلیله و دمنه). اینقدر از فضایل ملک که تالی و تابع دین است تقریر افتاد. (کلیله و دمنه). این حکمتی چند موجز از خصایص ملک و دولت... تقریر افتاد. (کلیله و دمنه). || مقرر گردیدن : وزارت بر ابوالحسن... عتبی تقریر افتاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۶).
کلمات همقافیه با «تقریر افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر