معنی تقرقف
5 بازدید
[ تَ قَ قُ ] (ع مص) لرزیدن و دندان بر دندان برخوردن چندانکه آواز برآید. یقال: خصر الرجل حتی تقرقف؛ ثنایاه بعضها ببعض. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تقرقف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قف» برای سرودن شعر