معنی تقرب داشتن
4 بازدید
[ تَ قَ ر رُ تَ ] (مص مرکب) محرم بودن. (ناظم الاطباء). نزدیکی داشتن. قرابت : هرچند آن بر هوای پادشاهی بزرگ کردند و تقربی داشتند بزرگ. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۴۸). بدر خدای قربی طلب ای ضعیف همت که نماند این تقرب که به پادشاه داری. سعدی. رجوع به تقرب و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تقرب داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر