معنی تقدیرگر
4 بازدید
[ تَ گَ ] (ص مرکب) تعیین کنندهٔ سرنوشت. مُقَدِّر: تقدیرگر شدند چو تقدیر یافتند زانسو مقدرند و زینسو مقدرند.ناصرخسرو. رجوع به تقدیر و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تقدیرگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر