معنی تقتیل
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) مبالغت کردن در کشتن. (تاج المصادر بیهقی) (از زوزنی). بسیار کشتن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). بسیار کشتن و میرانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تقتیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر