معنی تقبیح کردن
5 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) زشت کردن و زشت شمردن کار کسی را. قبیح گردانیدن : شبهت نکرد که دشمنی تقبیح صورت کرده است. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۴۶).
کلمات همقافیه با «تقبیح کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر